تبليغاتX
عشق ابدی- آرشیو عکس و مطالب طنز وخواندنی
سلام بر همه دوستام

با این ادرس وبلاگ داشتم با همین نام لطف کردن مسدودش  کردن نمی خواستم دوباره بنویسم

ولی می خوام این ادرس برام بمونه

شما دوست عزیز بازدید کننده محترم با نظرات سازنده خود ما را در هر چه بهتر تر شدن وبلاگ یاری بفرما


شما دوست عزیزی که علاقمند به تبادل لینک هستی بعد از لینک کردن این وبلاگ در قسمت نظرات اعلام بفرمائید تا من هم در کوتاهترین زمان وبلاگ شما رو لینک کنم در غیر اینصورت از تبادل لینک معذروم


داغ کن - کلوب دات کام
[ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 15:44 ] [ یوسف ]

گذشته از طنز بودن مطلب؛ نکات جالبی دارد…

دوست داشتم قبل از رفتنم چندتا نکته و اندرز برای شما داشته باشم، هرچند که می دانم نسل امروز نسبت به هرگونه پند و نصیحتی آلرژی دارد و زود فیوز می پراند. اما خب با تحمل کردن این چند خط، جانتان که بالا نمی آید، ناسلامتی من دارم می میرم. پس خوب و با دقت گوش بدهید:

۱٫ شنگول جان! تو برادر بزرگتر آن دوتای دیگر هستی، پس مراقبشان باش، مرسی. دفعه قبل که آقا گرگه وارد خانه شده بود و تو و منگول را قورت داده بود، من رسیدم و شکمش را پاره کردم و آزادتان کردم. اما از این به بعد من دیگر نیستم. اون قدیم مدیم ها قصه اینجوری بود که آقا گرگه اول صدایش را نازک می کرد و در می زد، شما پا نمی دادید.بعد دستهایش را آردی می کرد، شما پا نمی دادید.بعد سر و صورت و پاهایش را سفید می کرد، شما گول می خوردید و پا می دادید و در را باز می کردید. اما توی این دور و زمانه، عزیزم! گرگ ها اینقدر پر رو شده اند که نه تنها صدا نازک نمی کنند بلکه ادعای مامان شما بودن را هم ندارند و صاف و پوست کنده می گویند که: « لطفاً در را باز کنید؛ من گرگ هستم!» تا اینجایش که جای ترس ندارد. اما من از این می ترسم که شما هم آنقدر بزغاله باشید که حاضر شوید در و دروازه را راحت به روی گرگ باز کنید و نه تنها منتظر منت و التماس و در نهایت حمله آقا گرگه نشوید بلکه خودتان داوطلبانه open door شوید. و توی شکم گرگه افتخار کنید که ما اگر در را باز نمی کردیم، خانه را روی سرمان خراب می کرد!

۲٫ منگول جان، آی بزغاله با توام! ۷۵ درصد نگرانی من بابت تو است. بابت منگل بازی هایی که گهگاه از خودت استخراج می کنی و دیگران را هم با خودت به ته چاه می کشی. یادت نرود که هر گرگ و شغالی پشت در خانه هر بز و بزغاله ای، فقط به یک چیز می اندیشد که آن یک چیز نه اجاق گاز توست، نه النگو و گوشواه و بوق مرمری توست، نه پلی استیشن و انبار علوفه توست و نه چیز دیگری جز تو و آن گوشت خوش مزه ات! به همین خاطر تا وقتی پشت در هست، حاضر است هر شرط و تبصره و IF تو را سه سوت بپذیرد. ولی وقتی در باز شد و چراغ سبز نشان داده شد، هر راننده ای پایش را از روی ترمز بر می دارد و گاز می دهد و گاز می زند(!) یاس منگولا جونم!

۳٫ حبه انگورکم، خوشگل و با نمکم. دختر کوچولو و دوست داشتنی ام. حبه جانم! من از تو فقط خاطره های خوش و قشنگ به یاد دارم.یادت هست اولین سالی که دانشگاه قبول شدی و رفتی، برایم نامه نوشتی: « بزی نشست رو ایوونش، نامه نوشت به مادرش … .» من همانجا زیر لب گفتم ای ول حبه، دمت جزغال! همین روحیه ات را حفظ کن و بدان گرگها از شاخ تو همیشه می ترسند. امید مامان بزی تویی. مراقب برادرهای دست و پا چلفتی ات هم باش که گافهای جواتی ندهند و اگر روزی رسید که دیدی منگل بازی های منگول و آب شنگولی خوردن های شنگول دارد کار دستت می دهد، باز هم بپر پشت ساعت دیواری وپشت تیک و تاک ثانیه ها مخفی شو.

داغ کن - کلوب دات کام
[ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 10:19 ] [ یوسف ]
[ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 10:15 ] [ یوسف ]

یه پسر بچه کلاس اولی به معلمش میگه :

خانوم معلم من باید برم کلاس سوم

معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟

اونم میگه :

آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم.

توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه ، معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن :

خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه:


نه تا

دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه :

هفتادو دو تا

همینجوری سوال میکنه و پسره همه رو جواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم

خانوم معلم هم میگه بزار حالا چند تا من سوال کنم،
میگه پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟
مدیره ابروهاشو بالا میندازه که پسره جواب میده :

پا

دوباره خانوم معلمه میپرسه:
پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم
مدیره دهنش از تعجب باز میشه که پسره جواب میده :

جیب

دوباره خانوم معلمه سوال میکنه:
اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا
تا مدیره بیاد حرف بیاره وسط پسره جواب میده :

دست دادن

باز معلمه سوال میکنه :
بگو ببینم اون چیه که وقتی میره تو سفت و قرمزه اما وقتی میاد بیرون شل و چسبناک
مدیره با دهان باز از جاش بلند میشه که بگه این چه سوالیه که پسره میگه:

آدامس بادکنکی

دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه : 

بسه دیگه این بچه رو بزارید کلاس پنجم من خودم همه سوالهای شمارو غلط جواب دادم!

 

داغ کن - کلوب دات کام
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 20:6 ] [ یوسف ]


ماهان در اکادمی گوگوش 1390


ادامه مطلب داغ کن - کلوب دات کام
[ شنبه بیست و یکم آبان 1390 ] [ 19:27 ] [ یوسف ]
[ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ] [ 10:44 ] [ یوسف ]
مجموعه عکس های زیبا از شیما

شیما یکی از شرکت کنندگان اکادمی گوگوش


ادامه مطلب داغ کن - کلوب دات کام
[ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ] [ 19:52 ] [ یوسف ]
http://image.royalfun.net/images/ypmvmwtfey131yttdxqb.jpg


عکسهای جدید از الناز شاکر دوست


ادامه مطلب داغ کن - کلوب دات کام
[ شنبه چهاردهم آبان 1390 ] [ 17:16 ] [ یوسف ]
نازی عباسی عکاس ایرانی در پروژه ای با ثبت نماهایی از خودش در حالات مختلف، تضادها و تفاهم های میان زن سنتی و مدرن ایرانی در جلوه های متفاوت زندگی شهری را به نمایش گذاشته است

 

 


ادامه مطلب داغ کن - کلوب دات کام
[ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 18:8 ] [ یوسف ]
http://s1.picofile.com/file/6828588528/aurora02.jpg

عکس دسته جمعی از بازیگران سریال ارورا

داغ کن - کلوب دات کام
[ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 13:37 ] [ یوسف ]
درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما بازدید کننده محترم
اگر از طریق موتورهای جستجوگر وارد شدید لطفا صفحات دیگر رو نیاز ببینید
اگه خوشتون اومد لطفا ما رو در گوگل محبوب کنید با کلیک بر روی 1+
با تشکر
موضوعات وب